۱۳۸۷ آبان ۴, شنبه

Ayn Rand or Erick Fromm

یک بحث خیلی داغی با یکی داشتیم که منجر به سردردم شد. اصلا من کلا خیلی جنبه ی بحث ندارم . نمی تونم خونسرد باشم. زود از کوره در می رم. حالا بحثمون سر چی بود؟ سر . Ayn Rand. فیلسوف و نویسنده روسی-امریکایی. خیلی نمی شناسمش و هنوز کتابی ازش نخوندم ولی الان یک فیلم مستند راجع به زندگیش و ایدئولوژیش دیدم. با یک سری از حرفاش راجع به مذهب موافقم. و این که ادم ها در نهایت خودخواه اند و هر کاری که انسان می کنه در نهایت برای خوشحالی خودش می کنه کاملا قبول دارم. مثلا من اگر به همسایم کمک می کنم به این دلیل که اون کمک کردن حس خوبی به من میده و به خاطر رسیدن به اون حس من تصمیم میگیرم که به همسایم کمک کنم. پس در نهایت حتی کمک کردن به دیگران هم به دلیل ارضا کردن نیاز های خود آدمه. تا اینجا رو قبول دارم ولی مشکل من با Ayn Rand اینه که اون اصلا اعتقادی به هیچ نوع همبستگی در گروه نداره. اون فقط اعتقاد به individualism و objectivism داره. و اون عشقی رو که Erich Fromm عشق برادرانه ( یا عشق به همنوع) می دونه قبول نداره.
حالا فعلا تا همین جا باشه بعدا که ببشتر حوصله داشتم راجع بهش بیشتر می نویسم. فعلا می خوام کتاب the art of loving رو مال Fromm تموم کنم. واقعا جالبه و خیلی دارم باهاش حال می کنم.

هیچ نظری موجود نیست: