۱۳۸۷ آبان ۲, پنجشنبه

من تنها نیستم نه؟

- نگو که هنوز تصمیم نگرفتی...
= نه نگرفتم...هنوز مطمعن نیستم...
- از چی مطمعن نیستی؟ مگه میخوایی چی کار کنی؟ چهار تا خط راجب کار های روز مره ات میخوای بنویسی دیگه. اسرار که نمیخوای فاش کنی که اینقدر میترسی.
= نه اسرار ندارم ... میخوام همون طور که قبلا مینوشتم بنویسم
- خوب بنویس دیگه واسه چی میترسی؟
= نمیترسم بنویسم .میترسم بقیه بخونن...
- بقیه یعنی مثلا کی ؟کس خاصی تو ذهن ات؟
= نه کس خاصی تو ذهنم نیست ... فقط دوست دارم مثل بقیه خواننده داشته باشم. خوب آدمم دیگه میخوام وقتی حرف میزنم چهار نفر بشنون... وگرنه که با دیوار حرف میزدم.
- بالاخره میخوای بخونن یا نخونن؟
= مشکلم همین جاست . نمیدونم. هم آره هم نه. آخه اگر بخونن اون وقت میفهمن که من هم میترسم. میفهمن که من هم گریه میکنم. میفهمن که من هم حسود ام. اون وقت من و وقتی ببینن میگن برو بابا تو چی میگی اصلا ..تو که ترسو و بذدلی... اصلا برای چی خوندن خاطرات یکی دیگه جالب؟
- برای همون دلیل که حرف زدن با یکی دیگه جالب. برای همون دلیل که خوندن داستان کوتاه جالب. یا دیدن فیلم وودی الن. برای اینکه زندگی بقیه آدمهارو با خودت مقایسه کنی. برای اینکه اون موقع ها که فکر میکنی بدبخت ترین و تنها ترین آدم روی زمینی - اون موقع که فکر میکنی تو تنها ادمی هستی که میترسی- زندگی بقیه رو هم ببینی اون وقت یادت میوفته که تو تنها نیستی . وقتی مشکلات زندگی رو از دید شخص سوم میبینی میتونی مثل فیلم ببینیش. اون وقت یادت میافه که زندگی تو هم یک فیلم. خوشحالیها و ناراحتیها هم جزو داستان فیلم ان.تا وقتی که این جایی اینهام هست. تماشاچیهاش هم همون کساییان که تو زندگیت ان. حالا دست خودت هر چه قدر زندگیت رو جالبتر کنی هم خودت بیشتر ازش لذت میبری هم تماشاچیها... الان هم پاشو خودت رو جم کن .این جا قمبرک نزن. این هارو هم برو پست کن. حال نکردی بعدا پاکش میکنی دارت که نمیزنن. پاشو یک کم اکشن بده به زندگیت حوصله ام سر رفت.
= باشه ولی هنوز مطمعن نیستم ها...
- ده.. پاشو دیگه...تا کاری رو انجام ندی نمیتونی بفهمی درست یا غلط
= اگه خراب شد تقصیر تو ها...
- خیلی خوب اگر همین رو میخوای بشنوی ...تقصیر من... پاشو حالا
= باشه.

هیچ نظری موجود نیست: