میز و پاراوان رو هم امروز آوریم. خومون دیگه خونه شود. خیلی خونگی تر و گرم تر از اون چیزی شود که فکر میکردم. یا بهتره بگم این رو هم مثل خیلی چیز های دیگه اصلا هیچ پیسبینی نکرده بودم. خودش یواش یواش شود. الان 4 روز که تو این خونه ایم ولی انگار دو سال که با هم زندگی میکنیم. اون روی مبل خوابش برده و من هم وقت دارم که بشینم پشت کامپتر و به کارهای خودم برسم. زیر چای روشن و رادیو و هم داره برنامه "لوری بروان " رو پخش میکنه.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر